سيد محمد دامادى

293

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

يافت شود . اهالى ساوه ، سنّى شافعى و اهالى آوه ، شيعهء امامى مىباشند و فاصلهء اين دو ، دو فرسخ مسافت است [ معجم البلدان ] تُفّاحِ جان و گلشكرِ عقل ، شعر اوست * كاين دو به ساوه هست ، سپاهان شناسمش [ خاقانى ] غوطه خوردن ؛ فرو شدن به آب ، فرو رفتگى در آب و غرق شدگى ، سر به آب فرو بردن ، فارسيان به و او مجهول خوانند ، و با لفظ زدن و نمودن و خوردن و دادن و فرو بردن - استعمال شود . و بعضى قيد « تا كمر » و « تا گردن » و « تا قدم » نيز كرده‌اند . [ غياث اللغات ، آنندراج ] حافظا شايد اگر در طلبِ گوهرِ وصل * ديده دريا كنم از اشك و درو غوطه خورم [ 316 / 7 ] در لغت فرس اسدى و برهان قاطع ، غوته به تاء نقطه‌دار به معنى سر به آب فرو بردن و فرو رفتن در آب آمده است و صاحب برهان قاطع ، غوت را نيز به همين معنى آورده و غوطه را معرّب غوته مىداند . از اين رو احتمال اين كه غوطه در عربى مأخوذ از فارسى باشد - وجود دارد . فارس ؛ نام منطقهء وسيعى از جنوب و جنوب غربى كشور ايران و به تقريب از يازده قرن پيش از ميلاد مسيح ، محلّ سكونت رشيدترين طوايف آريايى به نام پارس بوده و يادگار دوران عظمت و افتخار و آثار تمدّن سه هزار سال در اين سرزمين ، با شكوه و جلال ويژه‌يى وجود دارد . حدود و موقع آن از شمال به استان اصفهان از شمال غربى به خوزستان از مشرق به كرمان و از جنوب و جنوب باخترى به خليج فارس محدود است . مفاد و معنى دو بيت اخير اين است كه : از لطف بىنهايت تو ، آب در عرق خجلت و از شدّت عنف و قهر تو ، آتش در تاب و تب و سوزش افتاده و آب از خجلت ألطاف